قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


خسته ام

داغونم

سرگردونم

پریشونم

خدا کنه این دفعه برنامه ی رفتم جور بشه

دیگه طاقت ندارم

 





نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢
کلمات کلیدی :خدا کنه




برای هزارمین بار باز منو مایوس کردی.

نمی دونم چرا بازم اینو امتحان می کنم که شاید محبت کردن به تو و حتی به زبون آوردن خواسته های کوچیک و نیازهای روحیم ،بتونه باعث بشه تو یه اپسیلون تغییر کنی.تو قول می دی و حتی یک روز هم بهش پایبند نیستی.

نمی دونی هنوز بعد از این همه سال چه قدر زجر می کشم وقتی می بنم تو هیچ عکس العملی نشون نمی دی وقتی همه ی خونه رو برای تولد بچه مون تزیین کردم،وقتی هر سال بدون این که بدونی از جانب تو هم برای بچه کادو خریدم،وقتی مهمونی عالی برگزار می شه و وقتی تو آخر شب حتی یه دستت درد نکنه هم نمی گی و می ری می خوابی.

دیشب خیلی خسته شده شده بودم،خیلی دلم می خواست حتی برای چند لحظه کوتاه تو آغوشت باشم،اما تو از سنگم سخت تری،منم خودمو کنترل کردم،مثل همیشه احساسمو نادیده گرفتم و با اشک خوابیدم.

تو روح منو کشتی.نمی بخشمت.





نویسنده : ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥
کلمات کلیدی :مایوس شدم