قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


دختری بعد از جدایی من و پدرش فقط یکبار دیدتش .یعنی پدرش اصلا نیومد ببینتش و حتی یکبار هم بهش تلفن نکرد.اوایل دختری باهاش تماس می گرفت اما اینقدر با بچه سرد برخورد کرد که دختری دیگه خودش تمایلی به تلفن کردن بهش نداره ،اما می بینم که همیشه کالر ایدیه تلفن رو چک می کنه یا موبایلشو نگاه می کنه که ببینه باهاش تماس گرفته یا نه؟

چند روز پیش برای چندمین بار از من پرسید مامان مگه من چکار کردم که بابا نمی خواد منو ببینه؟

جوابی ندارم بهش بدم .فقط بغلش می کنم و حواسش رو پرت می کنم .می دونم اون حواسش پرت نمی شه اما بخاطر این که من ناراحت نشم دیگه پیگیر ماجرا نمی شه.

دخترک منتظر من ،بخاطر انتخاب اشتباهم در مورد پدرت هیچ وقت خودمو نمی بخشم.





نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
کلمات کلیدی :دخترک منتظر من




مشاهده یادداشت خصوصی





نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٢
کلمات کلیدی :خدایا




دیروز با دوستی رفته بودم بیرون ،حین رانندگی برای چند لحظه حواس دوستم پرت شد و نزدیک بود با یه کبوتر که داشت از روی زمین دانه می خورد تصادف کنه ،یکدفعه بی اختیار اسم همسر سابق رو صدا کردم و گفتم مواظب باش .

یه حالی شدم ،انگار سال ها بود که اسمش رو صدا نکرده بودم.

لعنت به این ناخودآگاه بی رحم !





نویسنده : ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
کلمات کلیدی :ناخودآگاه