قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


امروز 27 اسفند ماهه،سال کهنه داره آخرین نفسهاشو می کشه .

چه سالی بود،پر از اتفاقات عجیب و متاسفانه نه چندان خوب.

زندگیم از هم پاشید باور نمی کنم همه این اتفاقات فقط در طی مدت یکسال افتاده باشه ،پس چرا من حس می کنم چندین سال پیر شدم؟

لحظه ی سال تحویل همیشه برام خیلی خاص بوده و مملو می شم از احساسات و کلی آرزو می کردم تو دلم،اما الان که فکر می کنم می بینم انگار سال تحویل امسال هیچ آرزویی ندارم،دلم می خواد با دختری سال تحویل رو تنها باشیم اما مامان نمی ذاره البته شایدم اون طوری برای دختری بهتر باشه اما من چکار کنم که دلم از غصه می ترکه وقتی ببینم باباها بچه هاشونو می بوسن اما دخترک من هنوز منتظره....

دلم پر درده.

لطفا اگر تو اون لحظه های ناب به یاد من و دختری افتادید برامون دعا کنید.

 

پیشاپیش سال نو مبارک !





نویسنده : ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
کلمات کلیدی :آخرین روزهای اسفند




همه ی مسائل و حواشی جدایی به کنار، همه ی غم و رنج یه زن بعد از هم پاشیدگی زندگی چندین ساله اش رو که نادیده بگیریم و کوچکترین توجهی به تنهایی و نیاز اون زن نکنیم ،تازه می رسیم به ایم موضوع که یه زن مطلقه که بچه هم داشته باشه و با تمام سختی و فشار زندگی نگهداری از بچه اش رو بدون کوچک ترین حمایت یا کمکی از طرف پدر اون بچه به عهده داره ،حق هیچ گونه فراغت یا وقت گذروندن سالم با دوستانش رو نداره. چون با بی رحمی تمام حتی از طرف نزدیک ترین کسانش قضاوت و محکوم می شه.

چون فقط باید باید یه مادر مجرد فول تایم باشه و اصلا خودشو آدم حساب نکنه!





نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٩
کلمات کلیدی :مادر مجرد فول تایم!