دروغ شیرین - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


اگربه خانه من امدی
برای من ای مهربان چراغ بیار
ویک دریچه که ازان
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم....
خدایا ،چرا دل منو این قدر بی قرار آفریدی ؟
خدایا،چرا نمی تونم بی عشق زندگی کنم هر چند هزاران نفر دارند این طوری زندگی می کنند؟
خدایا ،چرا این قدر دلم می خواد در تب یک عشق بسوزم؟
خدایا ،چرا این قدر دلم یه آعوش گرم میخواد که وقتی توش غرق می شی بشه صدای یه قلب عاشق تپنده رو ازش شنید؟
ای کاش حداقل دلم به یه دروغ شیرین خوش بود........




نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۸
کلمات کلیدی :دروغ شیرین