وسوسه - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


توی این روزها که فکرم بدجوری درگیر دل کندن و جابجا شدن از خونه ی دوست داشتنی ام هست،توی این موقعیتی که واقعا تحت فشارم و نابودی زندگیم رو دارم به چشم می بینم،توی این لحظاتی که چشمام همش می باره ،یکی از اقوام بدون پرسیدن نظر من رفته و با پدر دخترک صحبت کرده و کلی با هم تبادل نظر کردند که ما به زندگی سابقمون برگردیم.

تو برزخم،حال و اوضاعم کاملا به هم ریخته،وسوسه ی خلاص شدن از موقعیت سخت فعلی باعث می شه گاهی به برگشتن فکر کنم اما دوباره یاد اون روزها می افتم یاد همه ی بی مهری ها و رنچهایی که کشیدم ،یاد این که دوباره دو هفته است که برای دیدن دختری نمی یاد ...

خدایا کمکم کن،بهم آرامش بده ،نذار دوباره اشتباه کنم.





نویسنده : ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
کلمات کلیدی :وسوسه