من و ترس هام - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


از اون موقعی که به تنهایی باید بار زندگی رو بدوش بکشم ،از یه سری چیزها که خیلی ها حتی یک بار هم بهشون توجه نکردن می ترسم .مثلا می ترسم از این که رخنه ای کف حمام یا سرویس بهداشتی ایجاد بشه و خدای نکرده باعث بشه سقف طبقه پایین نم بکشه ،مثلا می ترسم که اف اف خراب بشه ،مثلا می ترسم که کولر ایرادی پیدا کنه ،مثلا موقعی که یک دفعه دیدم از زیر سینک آشپزخونه آب راه افتاده نزدیک بود سکته کنم ،مثلا اون روزی که طوفان شد همش خدا خدا می کردم که باد شیشه های خونه رو نشکونه .....میدونید چرا ،چون انجام و تعمیر این جور چیزا تو خونه نیاز به وجود یه مرد داره.من اما تنهام ،تنهای تنها

فقط خدای مهربون رو دارم که البته هر روز و هر لحظه ازش سپاسگزارم که تو شرایط سخت تنهام نمی ذاره و تا همین جا هم فقط به کمک خدا بوده که دوام آوردم.

خدایا تو رو هزاران بار شکر بخاطر معجزاتی که هر روز در زندگی ما پیش می یاد و ما حتی متوجه شون هم نمی شیم.





نویسنده : ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٧
کلمات کلیدی :من و ترس هام