خدای من ... - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


خدای من نه آن خدای خشمگین و جبار و منتقمی است که در کودکی و در لابلای کتاب دینی مدرسه نشانم دادند و همیشه از آتش جهنمش ترساندندم،من حالا با تمام وجود می دانم خدای من خالق گلبرگ های نازک گلها است ،خدای من همان توبه پذیری است که ناامیدی از رحمت و بخشش اش بزرگ ترین گناهان است .

من خدای مهربانی دارم که در همه حال آغوشش برویم باز است هر چند من بنده گنهکار اویم .

خدای رئوف من به من با دیده ی مغفرت و بزرگی خویش می نگرد و من بنده ی کوچک او همیشه شرمسار بزرگواری و کرمش هستم .

خدایا هزاران بار تو را سپاس می گویم که تو را عاشقانه می پرستم نه از روی ترس جهنم و نه به طمع بهشت.





نویسنده : ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥
کلمات کلیدی :خدای من