من از من بدم می آد - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


گاهی اوقات خیلی از خودم بدم می آد.

تو خیلی به خانواده من محبت داری البته خودت خوب می دونی که من هم حتی بیشتر از توانم برای خانواده ات هر کاری لازم بوده انجام دادم .اما همش فکر می کنم لطف تو به خانواده ی من اگر چه خیلی ارزشمنده ولی نیاز من به محبت تو رو برآورده نمی کنه.

وقتی شبها در حسرت این که حتی برای چند لحظه منو بغل کنی می سوزم،وقتی انتظار می کشم تا حد اقل شب به خیر گفتنت رو با یه بوسه ی کوچیک همراه کنی، اما تو خیلی سرد از همون فاصله ی تقریبا دوری که خوابیدی می گی شب به خیر و رویت رو بر می گردونی ،دلم می خواد خودمو خفه کنم که هنوز به محبتت نیاز دارم...

چرا وقتی ازت می پرسم دوسم داری می گی آره؟





نویسنده : ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱
کلمات کلیدی :من از من بدم می آد