سرآغاز - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


زندگی با همه ی تلخی ها و شیرینی هایش و با همه ی پستی و بلندی هایش تنها بهانه ایست برای تجلی عشق.

اما افسوس و صد افسوس که ما از زندگی تنها قفسی ساخته ایم تا روح سرکشمان را اسیر کنیم .

تفاوت تنها در جنس و شکل قفس هاست اما در کل آنقدر غرق این قفس ها شده ایم که آزادی را فراموش کردهایم و دلخوشیم به رنگ و لعاب قفس هامان.

گاهی اوقات فکر می کنم که ای کاش من هم میتوانستم آزادی و لذت رهایی را فراموش کنم و مثل هزاران نفر دیگر که دلخوشند به قفس هاشان و با زندگی در قفس خو گرفته اند، زندگی کنم اما نمی توانم.

ترجیح میدهم برای پرواز جان بدهم تا آنکه در حسرت آسمان بسوزم.





نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
کلمات کلیدی :سر آغاز