برزخ - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


من توی برزخ زندگی خودم دست و پا می زنم و این عذاب آوره،

انگار بین زمین و آسمون موندم: نه می تونم با این شرایطی که هست کنار بیام و زندگی کنم و خواسته هامو فراموش کنم و نه این قدر قدرت دازم که این وضعیت رو تغییر بدم.

واقعا چه کار باید بکنم؟می دونم که حماقته که منتظر باشم تا یه روزی همه چی خود به خود درست بشه اما هیچ راهی به ذهنم نمی رسه.





نویسنده : ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۳
کلمات کلیدی :برزخ