فرشته کوچولوی همراه من - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


این قفس داره هر روز تنگ تر می شه ،یه روزی فقط من توی این قفس گرفتار بودم و شاید خودمو به محدودیت های قفس عادت داده بودم اما حالا می بینم فرشته کوچولوی زندگیم هم دربند این قفس شده اما تاب موندن تو این قفس رو نداره .

می خوام برای رهایی فرشته کوچولوم تلاش کنم.

بذار قفس تنگ تر وتنگ تر بشه ،اون وقت رهایی ازش شیرین تره.

شاید همه ی این سالها از این ترسیدم که اگه قفل قفس رو بشکنم یه روزی شرمنده ی فرشته کوچولوم بشم اما حالا دیگه نمی ترسم چون فرشته کوچولوی من می خواد همراه و همپای من باشه تا رسیدن به رهایی.

 





نویسنده : ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٧