احساس دوگانه - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


مریضیت دوباره عود کرده،افسردگی نسبتا شدید بارزترین نشونه است.

خیلی بهت توجه می کنم.هر کاری می خوای برات انجام می دم.همپای بیخوابی ها و کلافگی ها و بی قراری هات می شم.تو دلم آشوبه ولی فقط به روت می خندم.

تمام سعیم رو می کنم که بهتر بشی ،مثل مادری که از بچه اش مراقبت می کنه.

تو از کاری که چند وقت پیش کرده ابراز ندامت می کنی،ازم می پرسی منو بخشیدی؟

من اما می دونم دوره ی افسردگیت که تموم شه مثل همه ی دفعه های پیش این روزای سخت رو به یاد نمی آری،با تمام این حرفها بهت لبخند می زنم و می گم آره بخشیدم .ولی تو همون لحظه یاد زنگ صدایی که از سیلی تو تو سرم پیچید می افتم.





نویسنده : ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
کلمات کلیدی :احساس دوگانه