پول لعنتی - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


دیروز صبح بهش زنگ زدم تا از محضرشون!!!!! کسب اجازه کنم برای دعوت یه نفر به شام تو خونمون آخه مهمون خارجی داشتم ،ایشون هم قبول کرد و گفت باشه.

در این جور مواقع که ماهی یکی دوبار اتفاق می افته البته به جز موارد مهمونی های خونوادگی و دوستان ایشون،من از سر کار که برمی گردم مشغول پخت و پز و تمیز کاری می شم تاااااااااااااااااااااا موقعی که اون مهمان ها بیان و البته بعدش هم که دیگه هیچی دوباره همین پرسه تمیز کاری ادامه داره تانیمه شب ....نکته این جاست که من باید سایلنت کار کنم که مزاحم خواب نیم روزی آقا که از ساعت 2 تا قبل از اومدن مهمون ها یا ساعت 6 و 7 شب طول می کشه نباشم.اگه این وسط خرید داشته باشم هم که دیگه باید خون خون منو بخوره تا ایشون بیدار شه و بعد از هوردن چایی و چندین بار بالا پایین کردن کانال های تلوزیون بلاخره رضایت بده و در کمال خونسردی بره خرید های منو انجام بده وبیاره پخش و پلا کنه تو آشپزخونه ای که من تمیز و مرتبش کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما دیروز بلایی به سر من آورد که نیم ساعت قبل از اومدن مهمون تصمیم گرفتم ول کنم برم از خونه بیرون.همش هم به خاطر این که بچه قبض هزینه ی سرویس مدرسه اش رو آورد نشونش داد و ایشون دید قیمتش بالا رفته .

جار و جنجالی به پا کرد که من همین طور متعجب نگاش می کردم.بچه هم با ترس و اشک تو چشماش داشت نگاه می کرد و با اشاره ازم پرسید یعنی بابا پول سرویسم رو نمی ده؟حالا چطوری برم مدرسه؟من به بچه اشاره کردم طوری نیست و نگران نباشه.وقتی عصبانیه بچه یواشکی و با اشاره با یه ترسی تو چشماش ازم می پرسه چی شده دوباره.

من تعجب می کنم این پول مبلغ زیادی نبود .نمیدونم چرا اینطوری کرد

بهش می گم همه چیز قیمتش رفته بالا چرا حرص می خوری داد و بیداد می کنه انگار من مقصرم .میگم من اون مبلغی که از پارسال اضافه تر شده رو می دم داد می زنه که تو نمی خواد بری سر کار بمون خونه اون وقت بچه هم بره مدرسه ی عادی خودت ببر و بیار!!!!!!!!!

می گم یعنی کار من این قدر بی ارزشه که فقط جنبه ی مادیشو می بینی و به جنیه معنویش اصلا توجهی نداری؟من نمی تونم بمونم خونخ فسیل بشم.می گه مگه بقیه زن ها چکار می کنند؟

بعدش گیر داده دیگه مهمون نداشته باشیم با وجود این که همه ی زحمتش رو دوش خودمه .

خلاصه هزار و یک بهونه که آخرش هم من نفهمیدم دردش چیه ،البته می دونم که از پرداخت هزینه سرویس و شهریه همیشه شاکیه و میگه مگه پدر و مادرم برای من از این کارها کردن؟؟؟؟؟!!!!!!

 

تمام دیروز فقط از خدا خواستم من و بچه ام رو نجات بده .چیز هایی که نوشتم یک نکته از هزاران بود دیگه خودتون حدیث مفصل بخوانید از این مجمل





نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٤
کلمات کلیدی :پول لعنتی