من و خود من - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


شبها وقتی دلم یه آغوشی می خواد که بی دغدغه سر روش بذارم ولی هیچ کس نیست این شعر امید همش به ذهنم می آد:

 

من و خود من تا آخرش با همیم

من و خود من واسه هم نمی زنیم

من و خود من مثل یه کوه محکمیم

من و خود من مگه دیگه می شکنیم

ترسی ندارم از شب، از این که تنها شدم

تازه فهمیدم باید تکیه بدم به خودم....





نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٤
کلمات کلیدی :من و خود من