50 سال پیش! - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


بهش می گم نون هایی رو که خریدی و برای این که من دستم بند بود خودت گذاشتی توی فریزر ،بوجور گذاشتی و نون ها رو قسمت نکردی و موقع در آوردن و مصرف هرد می شن و حیف.

نمی ذاره حرف از دهن من بیاد بیرون و سریع جواب می ده می گه می خواستی خودت بذاری.میگم من که همیشه خودم میذارم این دفعه داشتم سبزی خرد می کردم تو خودت گذاشتی.

دیگه هیچی نمی گم.میدونم که فایده نداره .

چند دقیقه بعد می گخ حالا چته؟می گم خودت نمی دونی؟میگه:زن رو اگه جوابش رو ندی پر رو می شه!!!!!!!!!!!!

می گم میدونی ایرادت چیه ،هنوز داری تو 50 سال پیش دوره ای که زن ها ضعیفه بودن زندگی می کنی.

خلاصه.....نه اون قانع می شه نه من .همیشه تا حرفمون می شه بحث من مردم تو زنی رو پیش می کشه.از این مدل حرفاش متنفرم





نویسنده : ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥
کلمات کلیدی :50 سال پیش!