پریشانی - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


چند وقتیه که هر روزش یه درگیری و مسئله ای با هم داریم.

همش دارم به این فکر می کنم که گذشت زمان هر چند طولانی دردی از من و تو دوا نمی کنه.

این همه کشمکش و اختلاف روح و روانم رو بهم ریخته،آرامش ندارم حتی تو خواب!

کلافه ام،ذهنم آشفته ای،خسته ام

دلم می خواد این روزا تموم شه برای همیشه،دلم می خواد این دور باطل رو تموم کنم ،اما نمیشه....مسائل مالی ای این وسط هست که تا حل نشه دست من زیر سنگته.

 

یه چیزی بگم؟داری با این کارات هر روز بیشتر خودتو از چشمم می اندازی،کاسه ی صبرم یه قطره دیگه می خواد که لبریز بشه ،اون وقت دیگه فقط تو می مونی و زیاده خواهی هات ،من و بچه از زندگیت برای همیشه خواهیم رفت.





نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
کلمات کلیدی :پریشانی