سایه - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


دارم سعی می کنم نه تنها تو ذهنم بلکه کلا تو زندگی روزمره ام هم بیاد داشته باشم که توی این زندگی فقط منم و دختری ،بعضی روزها یک نفر سومی هم هست که مثل سایه می آد و میره.

دیروز دختری رو بردم سینما و بعدشم پارک .راستش باید مشغولیت های بیشتری برای خودم و دختری فراهم کنم .دارم به رفتن به یک سری کلاس ها فکر می کنم اما امتحانات دختری و وقفه ای که تو درساش به خاطر مسافرت قبل از عید و بعدش هم تعطیلات عید ،ایجاد شده منو یه کم نگران می کنه .امتحانات نزدیکه و همیشه اولویت من درس دختری هست.

یه چیزی رو باید اعتراف کنم که برگشتن سر کار واقعا عالیه .

 





نویسنده : ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٩
کلمات کلیدی :سایه