احوال این روزهای من - قفس زندگی

قفس زندگی

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


مدت نسبتا طولانی ایه که چیزی ننوشتم.تو این مدت به یه وکیل خوب مراجعه کردم و با پرداخت حقالوکاله نسبتا بالایی که توسط پدر و مادر عزیزم تقبل شد کارهای مربوط به طلاق و تقسیم ملک رو دارند انجام می دهند.

 

وکیل باهاش تماس گرفته و کلا ماجرا رو از اون طریق فهمید .وکیل به من گفت که جوابش این بوده که هیچ اصراری برای ادامه این زندگی نداره و در جهت پایان دادن به این زندگی کاملا همکاری می کنه! اما بلافاصله بعد از تماس وکیل با من تماس گرفت و شروع کرد به تهدید کردن من که تا جایی که بتونه من رو سر می دوونه.

شبها اصلا خواب ندارم و این خیلی آزار دهنده است .دیروز بعدازظهر برای چند دقیقه خوابم برد و کابوس وحشتناکی دیدم .خواب دیدم سرنشینان یه ماشین قصد دزدیدن دختری رو دارند.با حال بسیار بدی از خواب پریدم.

 

برام دعا کنید لطفا.





نویسنده : ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠
کلمات کلیدی :احوال این روزهای من