بدقولی ....

بر طبق توافق روز پنج شنبه از ساعت هشت صبح تا جمعه هشت شب باید دختری رو پیش خودش ببره ،هر هفته یه ماجرایی داریم ما ،تا حالا فقط یک هفته اومده اون هم نه از پنج شنبه از جمعه و تازه بعدش هم که تا نصف شب بچه رو برنگردونده بود.

این هفته دختری باهاش تماس گرفت که ببینه کی می یاد ،گفته بود معلوم نیست.مجبور شدم چند روز بعدش خودم تماس بگیرم چون می خواستم پنج شنبه جایی برم.گفت فقط می تونه پنج شنبه بچه رو نگه داره .منم گفتم طبق توافق باید اون دو روز رو از بچه مراقبت کنی که شروع کرد به فحاشی .

خیلی ناراحت شدم ،اشکاغم مثل سیل روان بود.جوابش رو ندادم و گوشی رو قطع کردم.

آخرش هم اصلا نیامد بچه رو ببره .

چقدر سخته که سر مسئله ی بچه گاها مجبورم باهاش حرف بزنم.

دختری بهم گفت من حس می کنم تو و بابا من رو نمی خواهید.

الهی بمیرم براش.

/ 5 نظر / 21 بازدید
mina

الهی بمیرم

مهربانو

تو اصلا" اصراری به بردنش نکن عزیزم .. بنظرم برو به کارهات برس یه بازر بهش بگو اگه سر ساعت اومدی بچه اماده ست وگرنه من برایزندگیم برنامههایی دارم مثلا شاید جایی برم و تو باید منتظر بمونی تا برگردیم بعد بهت بدمش .. ببین پرنده جان اصلابهش نگو باید دوروز ببری چون فکر میکنه برات مهمه و اذیتت میکنه اگر بگی نبرش برعکس منظم میشه و تند تند سر وقت میاد اصلا نشون نده که کدوم کارش براتون مهمه . انگار که هیچجایی تو زندگیتون نداره . جان من صبور باش عزیزم می گذره

victoriaa

منم با دختری موافقم این رفتار این حس رو میده که هیچ کدوم بچه رو نمیخواید عزیزم با یه وکیل مشورت کن اگه میخوای بعدا بچه رو نگه داری و حضانت بچه رو تو بگیری باید الان از این نیومدن ها مدرک درست کنی برای خودت اندکی صبر سحر نزدیک است

مهربانو

برای هر دوتون خوشحالم عزیزم مطمئنم به مرور زندگیتون خیلی بهتر از قبل میشه .. این روزا میگذرن ، مثل من و مهردخت [بغل]

هستی

سلام دختری دخترتونه [ناراحت] من فک میکنم واقعا حق داره طفلی خب واسه یه دختر خیلی سخته واسه یه شب که پیش شما باشه یا پدرش انقده بحث باشه شما خودتون جای اون فک کن این مکالمه را بشنوی [گریه]براتون آرزو میکنم مشکلاتتون حل بشه و زندگیتون دباره سه نفره بشه (بد نیس گاهی فقط گاهی یه چیزایی را نادیده بگیره اینجوری توی زندگی خودت هم آرامش بیشتری حکم فرما میشه )