این روز های ما

از همون روز که دختری رو بردیم دکتر تا حالا یک کلمه حرف هم باهاش نزدم. اون هم که انگار از خدا خواسته !کلا همه ی مسئولیت زندگی رو انداخته رو دوش من و خودشو راحت کرده .

خرجی خونه رو هم نمی ذاره و پول کلاس های دختری رو هم نمی ده .دختری چند تا کتاب کمک درسی و سی دی آموزشی لازم داشت که هزینه ی اون ها رو هم نداد.

چند وقت پیش دیدم این طوری نمی شه به دختری گفتم باهاش تماس بگیره و ازش بخواد این هزینه ها رو پرداخت کنه ،خیلی راحت برگشته به دختری گفته ندارم!!!!!!!!!! در حالیکه همون چند روز پیش ماشینش رو برای چندمین بار در چند ماهه اخیر عوض کرد بعدش هم گوشی رو روی دختری قطع کرده بود.منم خیلی عصبی شدم بهش زنگ زدم و بحثمون شد و در نهایت این بار من گوشی رو روش قطع کردم.چند روز بعد یه مبلغ ناچیزی به حسابم ریخته بود.واقعا از این توهینش ناراحت شدم .

راستش از پس هزینه ها بر اومدن آسون نیست اما خدا رو شکر من تا حالا به مشکل اساسی بر نخوردم اما قبول مسئولیت یه بچه تو این سی به تنهایی واقعا سخته .

چندین روز پیش رفتم کارنامه ماهیانه دختری رو گرفتم مشاور مدرسه داشت از این که تو این سن چقدر مهمه که پدر ها دخترهاشون رو در آغوش بگیرند و بهشون محبت کنند می گفت و چشمهای من پر از اشک بود.کاش لااقل برای دختری یه پدر خوب بود .متاسفانه دختری افت شدیدی تو درساش کرده و من می دونم مقصر ما هستیم.

از این که این طوری تو گل گیر کردم و دست و پا می زنم عذاب می کشم.

لعنت به این ترس .می ترسم .از این که بعدش چی می شه.

/ 5 نظر / 32 بازدید
دوست

ببینید خانم. من همه آرشیوتون رو خوندم. می پرسی که بعدش چی می شه؟ هیچی. از این بدتر نمیشه خانم محترم. آخه برای چی جدا نمی شین؟ مردم بدون داشتن شغل تو سن بالا جدا می شن در حالیکه طرف بچه رو می خواد ازشون بگیره. یه زن بیسواد روستایی می شناسم جدا شده بود با سه تا بچه. آخه تا کی می خواهید ادامه بدید و به خودتون و دخترتون صدمه وارد کنید؟! نمی خوام آزارتون بدم اما اگه اینطور پیش برید بچه تباه می شه. اگه پس فردا زبونم لال بشه یه وقت خودکشی کرد چی؟! اگه زبونم لال خودتون مریض شدید چی؟ بچه رو با این آدم تنها گذاشتید چی؟ ببخشید تو رو خدا که اینطوری گفتم ولی می خوام بگم این طرف خطر بیشتره براتون. تمومش کنید دیگه این کار تمومه خانوم محترم. با جنازه مرده که نمیشه زندگی کرد. باید یه روز به خاک بسپریدش. ازدواج شما تموم شده خانم عزیز. هر چی بیشتر طول بدید بدتره. صدمات بیشتر به شما و دخترتون و حتی به شوهرتون وارد می شه. باور کنید شما می تونید. بقیه تونستند مثل شما هم امکانات نداشتند بعضیها پدر و مادر هم ندارند با دو تا بچه بیکارند، میان بیرون نمی میره آدم... به خدا توکل کنید و قفس رو بشکنید.

victoriaa

تو احتیاج به دکتر روانشناس داری ! این ترس های تو عادی نیست اینکه رفتی تنها زندگی کردی و فوری برگشتی سرخونه اول بدون اینکه حتی یه تغییر کوچیک توی زندگیت پیش بیاد اشتباهه بهش بگو اگه خودش وظایفش رو انجام بده از طریق دادگاه مجبورش میکنی کار از حفظ آبرو این حرفا واسه تو گذشته عزیزم شوهرت ماشین رو عوض میکنه که توی خیابون تیکه های بهتری سوار کنه و بره عشق و حال اونوقت تو ناراحت پول کتابهای درسی دخترت هستی یادت باشه عزیزه دلم نجابت زیادی فقط نجاست میاره

ابان

سلام بانو هوای خودت را داشته باش ... هوای دخترت را ..بی خیال ادم ها ...تو خدا را داری ... خدا ...

مهربانو

روزگار سختي ميگذروني پرنده ي اسير در قفس ، عزيز من . خدا خودش راه درست و جسارت لازم رو دراختيارت بذاره .. بميرم براي اون دختر ماه [گل]

مهربانو

به كامنت دوست بيشتر فكر كن .. گمان نكنم از اين بدتر بشه