اوضاع نابسامان

خیلی داغونم

کم آوردم تو این کشمکش و بحث و جدل هر روزه،هر روز به یه بهونه ای!

چیزی تا موعد سفر نمونده و من فقط و فقط آرزو می کنم اون از آمدن به این سفر منصرف بشه،آمینننننننن

رفتارای بچه غیر قابل تحمل شده ،بهش می گم این بچه رو باید ببریم کلاسای رفتار درمانیش رو انجام بده ولی فقط پاشو تو یه کفش کرده که این بچه آخرش هم هیچی نمی شه و من دیگه هیچ کاری براش نمی کنم و .....

میگم برای نقاشی خونه بگو زودتر بیان ولی اصرار داره فقط 3 یا 4 روز مونده به سفر نقاش بیاد ! می گم من اون موقع کار دارم تازه من باید خونه تکونی عید رو قبل از سفر انجام بدم چون بعدش دیگه زمانی ندارم اما داد می زنه و قهر می کنه و می گه تو می خواهی حرف خودت باشه!!!!!!!!!!!!!!!!

 

خدایا نجاتم بده از این وضع

 

چقدر نادونم که به این زندگی ادامه می دم.می دونم این سفر رو به من و سایر همراهانمون زهر می کنه .خیلی غصه دارم....

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
عسل

[ناراحت]...باز شروع شد؟...دلم گرفت...[ناراحت][افسوس]

مارال

نمی دونم چی بگم...ایشالا حل بشه مشکلتون...

شرمین

پرنده . اروم باش دوستم [ناراحت] تنها کاری که میتونی بکنی

victoriaa

خدا صبرت بده دختر [ناراحت]

victoriaa

کجایی عزیزک همه چی ok ?