آخرین روزهای اسفند

امروز 27 اسفند ماهه،سال کهنه داره آخرین نفسهاشو می کشه .

چه سالی بود،پر از اتفاقات عجیب و متاسفانه نه چندان خوب.

زندگیم از هم پاشید باور نمی کنم همه این اتفاقات فقط در طی مدت یکسال افتاده باشه ،پس چرا من حس می کنم چندین سال پیر شدم؟

لحظه ی سال تحویل همیشه برام خیلی خاص بوده و مملو می شم از احساسات و کلی آرزو می کردم تو دلم،اما الان که فکر می کنم می بینم انگار سال تحویل امسال هیچ آرزویی ندارم،دلم می خواد با دختری سال تحویل رو تنها باشیم اما مامان نمی ذاره البته شایدم اون طوری برای دختری بهتر باشه اما من چکار کنم که دلم از غصه می ترکه وقتی ببینم باباها بچه هاشونو می بوسن اما دخترک من هنوز منتظره....

دلم پر درده.

لطفا اگر تو اون لحظه های ناب به یاد من و دختری افتادید برامون دعا کنید.

 

پیشاپیش سال نو مبارک !

/ 5 نظر / 25 بازدید
مسیـحـا

این 27اسفند چه خاطراتی رو رقم زده....[ناراحت]

شرمین

عزیز دلم . ما که مسبب اون حال بچه ها نیستیم . هستیم؟؟ اونا هم باید یاد بگیرن قوی بشن . کار من وتو اینه که کمکشون کنیم یاد بگیرن حالشون خوب نگه دارن نه ؟؟؟ قربون اون دلت برم که میفهممش . عیدت مبارک [ماچ]

سارا

سلام دوست عزيز از ريحانه من و فصل سوم خير ندارى؟