بی عنوان

اوضاع زندگی طی یک سری اتفاقات پیچیده و دشوار به روال سابق برگشت.

بعد از اسباب کشی ماجراها و داستان هایی پیش اومد که من و دختری دوباره به خونه ی خودمون برگشتیم.خدا رو شکر.این قدر ایم ماجراها طولانیه و گیج کننده و گاها عذاب آوره که نمی تونم بنویسم،تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

آدم نا شکری نیستم ،دارم همه ی همه ی سعیم و می کنم که دور از تنش باشم و باشیم.اما متاسفانه یه چیزی یه حسی یه عقده ای تو این مدت که این همه سختی کشیدم تو دلم هست که زمان می بره تا دوباره بشم همونی که بودم.می دونم خیلی گنگ نوشتم اما حقیفتا انگار خودمو تو یه برحه از زمان گم کردم .همش اون روزای سخت رو به خودم یادآوری میکنم و به خودم می قبولونم که حتی اگه از درون تهی و داغونم ولی باید وباید وباید نقش مادری و همسری رو به بهترین وجه بازی کنم.تا حالا که بازیگر خوبی بودم ،امیدوارم این بازی کردن در من نهادینه بشه و دیگه هوس زندگی به میل خودم به سرم نزنه.

 

 

از دوستان گلم که با من تماس می گیرند شرمنده ام.وافعا نمی تونم با کسی صحبت کنم.یه لالمونی عجیبی گرفتم .لطفا بهم زمان بدید.ممنونم.

/ 9 نظر / 31 بازدید
victoriaa

از ته دلم برات دعا میکنم عزیزم

عسل

یادم رفت آدرس وبم رو بزارم اینجا گذاشتم

زن متاهل

با خوندن پست های آخرت غمی سنگین خزید گوشه دلم مخصوصا که من هم زنم ومادر یک دخترک امیدوارم این روز ها به سرعت برق باد بگذره و فراموشت شود این همه اندوه دوست ندارم هیچ زنی در هیچ جای دنیا سختی بکشه عزیزم صبور باش که مادری وچاره نیست مادر بودن را

victoriaa

اوضاع چطوره ؟ خوبی دخترک خوبه ؟ به آتش بس رسیدین ؟

مهربانو

عزیز دلم الهی خوب و خوش باشید .. خوشحالم برات نازنین .. زمان بهترین درمانه برای درد ها [گل]

رویا.ت

سلام عزیزم. مدتهاست نمیامو به دوستان سر نمی زنم. نفهمیدم چی بهت گذشته ولی امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشی. به خدا قرار نیست ما فدا بشیم...

ترنج ...ام

پرنده جان خوبی ؟

victoriaa

پرنده جونم بهتره بگم پرستو ( اگه تو بخوای پرنده باشی بهترین پرنده ای که بهت میاد پرستو هستش ) به نظرت بهتره متوفقش کنم ؟؟!