رهایی به نوعی دیگر

امروز می خوام از یه تغییر و تصمیم بزرگ حرف بزنم

از چیزی که حتی خودم رو هم شوکه کرد

از این که شاید توی تموم این مدت من دچار یک سری سوتفاهم هایی شدم که حرف نزدن درباره شون با کسی که زندگیم رو باهاش شریک شدم باعث شد روابط ما سردتر و سردتر و فاصله مون زیاد شه.

راستش فکر می کردم روز جمعه آخرین روز زندگی مشترکم باشه ،اما یه اتفاقی افتاد که ان شاالله روز جمعه بشه مطلع زندگی جدید من و ما

روز جمعه شریک زندگی من همه ی غرورش رو کنار گذاشت و با همه ی احساسش و با صداقت ازم خواست بمونم و تغییر کنیم و یه فصل تازه تو زندگیمونو شروع کنیم،اولش لجبازی کردم ،راستش می خواستم محکش بزنم ببینم چه قدر روی حرفش می ایسته اما جوابی بهم داد که دیگه هیچ جایی برای تردید برام نگذاشت.بهم گفت تا آخرین لحظه ازت هواهش میکنم که بمونی و به اصرارم ادامه می دم شاید تو قبول کنی و گفت من نمی خوام از دستت بدم.

تو اون لحظه یکباره دلم لرزید.خیلی وقت بود که دلم براش نلرزیده بود. گاهی اوقات چه قدر از معجزه ی کلام و محبت غافلیم .بغلش کردم و یه دل سیر گریه کردم و اونم گفت هر چه قدر دوست داری گریه کن.انگاز زنگار این همه سال تنهایی و دلگیری با هر قطره اشک از دلم پاک می شد.

از خدا خواستم کمکم کنه تغییر کنم و کمکش کنه تغییر کنه و زندگی بهتر و شادی رو برای فرشته مون که با تعجب و شادی وارد اتاق شده بود و بهمون نگاه می کرد بسازیم

خدایا! سز فصل تازه ای در زندگی همه باز کن و ممنون که همیشه در اوج ناتوانی و در لحظه ی آخر یکبار دیگه دستمون رو میگیزی و لطف و رحمتت رو به ما ارزانی میکنی.

 

حول حالنا الی احسن الحال

/ 4 نظر / 28 بازدید
مامان

خیلییییییییییییییییی خوشحالم. منم دقیقاَ همین حس رو دارم.انگار ما یه چیزی میگیم اونها چیز دیگه ای میفهمن و برعکس. کاش میشد نشست و با یه زبون مشترک حرف زد.گاهی که به همسرم میگم ازچی ناراحت شدم حتی یادش نمیاد چون فکر میکرده اون کار اصلاَ مهم نیست چه برسه باعث نارحتی من بشه. جمله آخرت واقعاَ عالی بود... مصداق خوبی بود شاد باشی

مادرتنها در غربت

سلام همیشه شاد وخوشبخت باشی برا منم دعا کن شرایط خیلی خیلی بدی دارم من فرشته دو سالمو چیکار کنم تو غربت

رویا.ت

سلام . برات دعا میکنم که خوشبخت بشی عزیزم. خیلی تصمیم خوب و درستی گرفتین خانومی.این عشق دوباره مبارکه.[گل]