دوباره تکرار

دوباره روزای سرد و بی روح این به ظاهر زندگی شروع شد.

تکرار و تکرار و تکرار

تنهام و این تنهایی نمی دونم چرا تازگی ها این قدر بی رحمه

/ 3 نظر / 26 بازدید
victoriaa

[لبخند] مرسی عزیزه دلم شاید باید یه سرگرمی جدید برای زندگیت دست و با کنی روزمرگی مثه خوره روح آدم رو از درون می خوره

عسل

پرنده جانم تو بی او تنها نیستی عزیزم تو دخترت و از همه مهمتر خودت را داری خودت را دوست بدار برای خودت هر چند سخت اما برای خودت زندگی کن عزیزم یک سرگرمی یک دوست داشتنی برای خودت دست و پاکن و لذت ببر

مارال

طعم و مزه این سردی رو می تونم کاملا بفهمم...