نوشدارو بعد از مرگ سهراب

چه قدر دیر به یاد من افتادی....

چه قدر طول کشید تا منو ببینی.....

چه انتظار کشنده ای بود تا منو کنارت ببینی...

اما حالا خیلی دیره ،حالا دیگه من فقط یه سایه ام تو زندگیت، بیخودی به سایه ابراز علاقه نکن ، سایه ها دل ندارند. 

                          نوشدارویی و بعد مرگ سهراب آمدی

/ 2 نظر / 12 بازدید
پرنده

درود يك يك كلماتت رو مي‌فهمم و مي‌پذيرم ... اما نوشدارو و سهراب رو اينبار بگذار براي فردوسي و فرصت رو بده... هر چند چيزي درست وسط قفسه سينه‌ات اجازه اين كار رو نمي‌ده اما اين فرصت رو نه به او كه به خودت بده اگر تغيير دلپذيري در تو به وجود آمد كه هيچ در غير اين صورت مطمئناً چيزي از ژرفاي زخم دلت كم نخواهد شد...